معين الدين نطنزى
22
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
اين طريقه را رعايت كرد . و چون محمد مظفر چند كرت انديشهء غدر كرد تا هرموز را از دست او مستخلص گرداند ، از غايت حزمى كه يوسف شاه داشت ميسر نشد . و به تجارب امور به پايهاى رسيد كه اين زمان يك متنفّس را با سلاح در آنجا نمىگذارند ؛ و اگر ايلچى نيز كه به جهت تحصيل مال مقررى متوجه مىشود ، سلاح و سلب او مىستانند و بعد از اداء مال به هنگام مراجعت بازپس دهند . و به واسطهء اين منع ، آن حكومت تا امروز در خاندان ايشان باقى است . پس در سنهء اثنى و سبعين و سبع مايه ( 772 ه / 1370 - 1371 م ) به جوار حق پيوست . [ بهمن شاه ] و بعد از [ او ] پسرش بهمن شاه بر سرير پدر بنشست . مردى عادل ، عالم كافى بود ، وجود او به حدى رسيد كه سلاطين مصر و خواقين ختاى از راه برّ و بحر به او مكاتبات نوشتند . او نيز در اوان سلطنت پسر خود محمد شاه را قايممقام بنشاند و خود به حج رفت . در آن راه به وقت رفتن و آمدن خيرات بسيار به تقديم رسانيد ؛ قدوم او را در همه جاى معزز و مكرم داشتند . بعد از آنكه مراجعت كرد همچنان به عبادت خداى مشغول مىبود و پسرش محمد شاه حكومت مىكرد . پس در سنهء احدى و تسعين و سبع مايه ( 791 ه / 1389 م ) به جوار حق پيوست . [ محمد شاه بن بهمن شاه ] بعد از او محمد شاه بن بهمن شاه چون در حيات پدر قاعدهء حكومت و ضابطهء امارت بدست داشت هم برقرار سنت پدران نامدار مرعى مىداشت . و يك دو سال كه بعد از شاه شجاع بن محمد مظفر پسرش زين العابدين در شيراز متمكن بود و احمد بن مظفر در كرمان حكومت داشت ، طريقهء باجسپارى و وظيفهء خدمتكارى به تقديم مىرسانيد . و بعد از او به يك دو سال ، به واسطهء هرجومرج كه ميان اولاد مظفريه واقع شد ، او التفات به هيچ جانب نكرد . و بعد از آن در زمان استيلاء شاه